السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
55
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
مىباشند . ازاينرو گفتهاند : ماهيت چيزى است كه در پاسخ از سؤال به ما هو ؟ ( - آن چيست ؟ ) بيان مىشود . اگر به رنگ زغال اشاره كنيد و بپرسيد ، اين چه رنگى است ؟ جواب داده مىشود : سياه . بنابراين ، سياهى ماهيت آن رنگ مىباشد . توضيح بيشتر دربارهء ماهيت در فصل آتى خواهد آمد . زيادت وجود بر ماهيت در خارج مسئلهء « زيادت وجود بر ماهيت » به دو صورت ممكن است مطرح شود : يكى به اعتبار خارج و ديگرى به اعتبار ذهن . زيادت وجود بر ماهيت در خارج به اين معناست كه ما در خارج دو چيز داريم : يكى ماهيت و ديگرى وجود ، و وجود در خارج عارض بر ماهيت مىشود ، مانند رنگى كه در خارج عارض بر ديوار مىشود . زيادت خارجى وجود بر ماهيت نزد همگان مطرود است و كسى از حكما آن را نپذيرفته است . توضيح بيشتر دراينباره به فصل آينده موكول مىشود . زيادت وجود بر ماهيت در ذهن در اين فصل ، بحث دربارهء زيادت وجود بر ماهيت در ذهن است . يعنى اينكه مفهوم وجود در ذهن غير از مفهوم انسان و چوب و ديگر مفاهيم ماهوى است . يعنى نه عين آنهاست و نه جزء آنها . به ديگر سخن ، معناى زيادت وجود بر ماهيت آن است كه عقل مىتواند در تحليلهاى خود ، مثلا مفهوم انسان را از مفهوم وجود جدا ساخته و مفهوم وجود را بر آن حمل كرده و بگويد : « انسان موجود است » ، به گونهاى كه اين قضيه با قضيه « انسان بشر است » و نيز با قضيهء « انسان حيوان است » متفاوت بوده و با قضيهء « انسان مخلوق است » قابل مقايسه باشد . در قضيهء نخست ، محمول و موضوع عين يكديگرند و تفاوتشان فقط در لفظ است و در قضيهء دوم ، محمول ( يعنى حيوان ) جزء موضوع قضيه است ، يعنى اگر انسان را تحليل كنيم خواهيم ديد كه مفهوم حيوان در آن اخذ شده است ، ولى در قضيهء سوم ، محمول ( يعنى مخلوق ) نه عين موضوع است و نه جزء آن ، بلكه عارض بر آن مىباشد ، و اين عروض نيز در ذهن مىباشد ، نه در خارج .